افراد خلاق چه شکلی هستند؟

من برای پاسخ دادن به این سوال مایل به مرور چند شواهد کلیدی و پایان با درآوردن کلاه در جهت تفاوت در زمینه هستم.

 

ذهن خلاق

 

هوش؟

آیا ما حتما برای خلاقیت باید باهوش باشیم؟ خبر خوب یا بد این است که پاسخ تقریبا عمومی "خیر" است. تحقیقاتی که رابطه خلاقیت و هوش را آزمایش میکنند، عمدتا به این نتیجه که رابطه کمی (ببش از یک ارتباط در بین 20 آزمایش در تمایل ریاضی نیست.) وجود دارد. شاید تحقیق "ژنتیک نابغه ها" تحقیقات قدیمی Lewis Terman نمونه خوبی برای این موضوع است. Terman به طور جامع 250000 دانش آموز کالیفرنیایی انتخاب شده از بین نمونه ای از آنهایی که دارای IQ بیش از 140 بودند، را تست کرد. پس از گذشته دهه ها این موضوع با گروهی از انتخاب شده از موریانه ها دنبال شد و دریافت شد که دستاوردهای بزرگسالان و تلاش خلاق تا به حال مربوط به شخصیت و صفات انگیزشی آنها از عقل بوده است.

پس آیا این موضوع به آن معناست که متغیرهایی ذهنی وابسته به خلاقیت وجود ندارند؟ قطعا خیر. دو شاخص شناختی دیگر که ما میتوانیم بسنجیم وجود دارند. اولی تفکر واگراست، دومی دانش.

 

تفکر واگرا؟

اگر تست هوش استاندارد در مورد بدست آوردن یک تک جواب صحیح (مثل جواب 4+4=؟ یا قطاری با سرعت 100مایل در ساعت درحال حرکت است، این قطار در 45دقیقه چند مایل میرود؟) باشد، در اینصورت مخالف این قبیل تستها تست تفکر همگرا ( Divergent Thinking Test ) خواهد بود. در این تست به جای دنبال تک جواب گشتن، هدف فراهم کردن سوالی محرک برای دعوت تست گیرنده به تولید قیفی از پاسخهاست.

 بخشی از تست DT این خواهد بود که از شرکت کننده ها خواسته میشود که در مدتی نسبتا کوتاه هر تعداد که میتوانند استفاده های غیرمعمول از اشیاء خانگی را نام ببرند. این نوع تفکر، نشانی عمومی از شخص خلاق میباشد. فرایند تفکر خلاق شامل مقدار زیادی تفکر زایا یا واگرا میباشد. اشتباهی که تعدادی زیادی از مردم میکنند، این است که آنها تصور میکنند تفکر واگرا تنها چیزیست که مورد نیاز است. تفکر واگرا تنها بخش کوچکی از فرایندهای شناختی خلاقیت میباشد. هنگامیکه ما چند ایده را تولید کردیم نیازمند قضاوت انتخابی اعمال شده هستیم. برای انجام آن، ما معمولا به تجربیات قدیمی دوستانمان و هوش از مد افتاده ساده برمیگردیم. اما، سرانجام تفکر واگرا به این پرسش " ما به محض تفکر به طور واگرا چه چیز را فراخوانی میکنیم ؟ " میانجامد. جواب – ذخایر دانشمان را فراخوانی میکنیم.

 

دانش؟

من در اولین قدم از 12 قدم برنامه ریزی برای خلاقیت سازماندهی شده خود، استدلال کردم که یک اصول کلیدی آن بود که تفکر خلاق عمدتا شامل ترکیب ایده هاست. من هنوز هم به درستی این ایمان دارم و ارائه خواهم داد که ماده این ترکیب اندیشه ای ذخایر دانش ماست. هنگامیکه ما به طور واگرا تفکر میکنیم، دانش و تجربیات خود را فراخوانی و این عناصر شناختی را از راه های جدید و مفید ترکیب میکنیم. برای مثال، در طراحی iPod این استدلال را میتوان داشت که دانش خصوصیاتی از walkman با دانش خصوصیاتی hard disk drive یا دیگر دستگاه های ذخیره سازی حافظه الکترونیکی ترکیب شده است.

در مقاله اخیر، من و همکارانم دریافتیم که مخزنی غنی ای از دانش عمومی عملکرد مردم در تست تفکر واگرا را پیشگویی میکند. پس... آیا ما میتوانیم اینطور نتیجه گیری کنیم که هر کس دانش بیشتری دارد خلاقیتشم به همان میزان بیشتر میشود؟ جواب دادن به این آسان نیست. ما همچنین میدانیم که بیشتر آنچه ما داریم دانش منطقه خاص (یعنی چگونگی انجام کارها) بیشتر فرصتهای تفکر تثبیت یا معین شده میباشد. در چنین موقعیتی دانش زیاد ما را به باور این موضوع که ما از فبل تمام پاسخها و بهترین راه ها برای حل مسئله را میدانیم (پس، اگر سعی بر نوآوری داشته باشیم چیز خطرناکی پیش میاید.) میکشاند.

 

شخصیت؟

آیا خلاقیت فقط هوش نیست حتما؟ آیا شخصیت در خلاقیت ما تاثیری ندارد؟ پاسخ- قطعا تاثیر دارد.

اگر با شایعترین مدل شخصیتی (پنج مدل) به عنوان یک چارچوب مورد توافق آغاز کنیم، میتوانیم انواع صفات شخصیتی افراد خلاق را بررسی کنیم.

افراد خلاق مایل به...

  • فتح تجربیات و راه های کار کردن جدید، فصول، دارای قوه تصور زیاد و پرسیدن چگونگی کار کردن جهان هستند.
  • بویژه به وظیفه شناس بودن نیستند؛ تا جاییکه به اجتناب از مرتب بودن، ساختار یافته و سازمان یافته بودن زیادی تمایل دارند.
  • با توجه به برونگرایی/ درونگرایی نتایج به دست آمده مخلوط شده اند... چیزی که ما براساس آن انتخاب را انجام خواهیم داد ملاحظه به حوزه های مختلف فعالیت (مثلن هنر در مقابل علوم) میباشد.
  • ما هنگامیکه به سازگاری ملاحظه میکنیم، درمیابیم که افراد خلاق عمومن ناسازگارند. این به آن معناست که آنها با ناسازگای و خلاف جمع حرکت کردن راحت میباشند.
  • نتایج روانشناسی نیز مخلوط شده اند... باز ما هنگامیکه به تفاوتهای زمینه برخورد کردیم نتیجه را انتخاب خواهیم کرد.

 

بسیار خوب... ما نشانگرهای ذهنی و شخصیتی را پوشش دادیم. آیا چیز دیگری وجود دارد؟ بلی- انگیزه.

 

انگیزه؟

برای تفکر در مورد انگیزه و خلاقیت دو مسیر اصلی وجود دارد. اولی مربوط به انگیزه عمومیست. افراد خلاق به بسیار رانده شدن، سخت کار کردن، پایداری و مالکی نگرش "هرگز نگو مردم" تمایل دارند. با ایده های جدید که نمونه های موجود اصلن کارهای آسانی نیست، میایند. مسلح به خستگی ناپذیری – خالق تنهایی را به سختی جلو میرود، اما بر کوشش خود همچنان پابرجاست.

مسیر دوم شامل گرایش انگیزشی میشود. به عبارت ساده، ما درمیابیم که افراد خلاق دارای گرایشی به انگیزه های ذاتی دارند. به آن معنا که، آنها از درون کنترل میشوند – توسط یک حس مبارزه، کنجکاوی و علاقه به حستجو و تامین انتتظارات درونی. اما، تصویر چندان مشخص نیست... انگیزه های بیرونی (انگیزه خارجی مثل احترام، جایزه،  پاداش و غیره...) نیز میتوان برای افراد خلاق الویت بالایی داشته باشند. چالش در متعادل ساختن علاقه به گوش دادن کنترلهای درونی ضمن نگهداری توجه بیرونی کافی برای فهمیدن چگونگی پذیرش یا عدم پذیرش ایده های خلاقیت، فرایند یا محصول از دنیای خارج، میماند.



برچسب ها : خلاقیت، هوش، باهــوش، انگیزه